بلاغت فارسی
مصطفی میردار رضایی؛ سیاوش حق جو؛ فرزاد بالو
چکیده
یکی از منصههای ظهور اندیشههای شاعر و ساختار دستگاه معرفتی او، تصویرهای شعری است و از این جلوهگاه میتوان مقیاس پیچیدگی ذهن و زبان او را با شاعران سبکهای دیگر بررسی کرد. دانش سبکشناسی هم با دو مختصهی بسامدگیری و قیاس میتواند سنجهی مناسبی برای بررسی هندسهی تصویرهای شعری باشد. پژوهش حاضر که به شیوهی کمّی ـ آماری و با ...
بیشتر
یکی از منصههای ظهور اندیشههای شاعر و ساختار دستگاه معرفتی او، تصویرهای شعری است و از این جلوهگاه میتوان مقیاس پیچیدگی ذهن و زبان او را با شاعران سبکهای دیگر بررسی کرد. دانش سبکشناسی هم با دو مختصهی بسامدگیری و قیاس میتواند سنجهی مناسبی برای بررسی هندسهی تصویرهای شعری باشد. پژوهش حاضر که به شیوهی کمّی ـ آماری و با رویکرد سبکشناختی نوشته شدهاست، با بررسی ساختمان تصویرهای شعری یکیک بیتهای دیوان هاتف اصفهانی میکوشد تا ضمن پرهیز از کلیگوییهای رایج در خصوص شباهت شعر هاتف به شاعران سبکهای پیشین، با ارائهی آماری دقیق و روشن از میزان بهرهگیری شاعر از هنرسازههای بیانی، سوای تعیین سطح و کیفیت ساختمان تصویرهای هاتف به لحاظ سادگی یا پیچیدگی، به قیاس هندسهی تصویرهای شعری او با سازهی تصویرهای شاعران سبکهای پیش از او بپردازد. نتایج این جستار نشان میدهد که در بین قالبهای شعری مختلف، پیچیدهترین ساختمان تصویرها از آن قصاید هاتف است. ساختمان تصویرهای غزلهای او قدری پیچیدهتر از هندسهی تصویرهای شعری سبک خراسانی و نزدیک به هندسهی تصویرهای شعر سعدی است. هندسهی تصویرهای دیگر قالبهای شعر هاتف، بسیار ساده است و نهتنها تصاویر پیچیده ندارد، بلکه اساساً کمتصویر یا بدون تصویر است.
بلاغت فارسی
علیرضا بافرانی
چکیده
جلال بقایی نایینی یکی از شاعران کلاسیک معاصر است که عمده شهرتش را مدیون قطعه های طنزآمیزش است. او با طبع وقاد و روحیه ظریف خود ، در پی آن است تا با شرایط خفقان و سانسور جامعه ایران در پیش از انقلاب، به مبارزه برخیزد. از این روی به شکلی رندانه و هنرمندانه ، طنز و بلاغت آن را در خدمت اصلاح جامعه ی زمانه ی خود در می آورد. حکومت و نهادهای وابسته ...
بیشتر
جلال بقایی نایینی یکی از شاعران کلاسیک معاصر است که عمده شهرتش را مدیون قطعه های طنزآمیزش است. او با طبع وقاد و روحیه ظریف خود ، در پی آن است تا با شرایط خفقان و سانسور جامعه ایران در پیش از انقلاب، به مبارزه برخیزد. از این روی به شکلی رندانه و هنرمندانه ، طنز و بلاغت آن را در خدمت اصلاح جامعه ی زمانه ی خود در می آورد. حکومت و نهادهای وابسته به آن و نیز جنبه های مختلف جامعه و زندگی را به نقد می کشد و با تیغ برنده ی طنز بر آن است تا سکوت را بشکند و دردها و نابسامانی ها را فریاد بزند. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای نگاشته شده و در پی آن است تا به این سوال پاسخ دهد که رمز ماندگاری اشعار سنتی بقایی در زمانه ای که چندان گرایشی به شعر کلاسیک وجود ندارد در چیست ؟ از مجموع بررسی های صورت گرفته می توان گفت که آنچه در این اشعار باعث تلطیف و تهییج مخاطب می شود شگردهای بلاغی و خاص بقایی است که اوج آن را علاوه بر روحیه طناز و شوخ طبع او ، باید در استفاده درست و به جا از عوامل زبانی و بیانی در قالب حکایت و تمثیل، تشبیه و استعاره های بدیع و بلیغ، پاسخ های رندانه و بلاغی، تاثیر گرفتن از وقایع و تجربه های زیسته ی خود و نیز توجه به زبان و فرهنگ مردم دانست.
بلاغت فارسی
مهدی حیدری
چکیده
جاودانگی و عمر ابدی از مباحث رایج ادب فارسی بهویژه ادب عرفانی است. در عصر صفوی شاعران به دلیل گرایش به زبان مردم، استعارههای مفهومی فراوانی را جهت تبیین مضمونهای انتزاعی از جمله جاودانگی به کار گرفتند. استعارههای مفهومی یا شناختی بنابر نظریة لیکاف و جانسون بر مبنای تجربههای حسی و حرکتی آدمی و برای تبیین ذهنیتهای او به طور ...
بیشتر
جاودانگی و عمر ابدی از مباحث رایج ادب فارسی بهویژه ادب عرفانی است. در عصر صفوی شاعران به دلیل گرایش به زبان مردم، استعارههای مفهومی فراوانی را جهت تبیین مضمونهای انتزاعی از جمله جاودانگی به کار گرفتند. استعارههای مفهومی یا شناختی بنابر نظریة لیکاف و جانسون بر مبنای تجربههای حسی و حرکتی آدمی و برای تبیین ذهنیتهای او به طور مکرر در زبان استفاده میشود. شاعران فارسیزبان نیز بسیاری از پیچیدگیهای ذهنی و شهودی را با این نوع استعارهها به شکلی ملموس در زبان تبیین کردهاند. صائب تبریزی از جمله شاعران سبک هندی است که برای فهم عمر جاودان، استعارههای شناختی زیادی را در اشعارش گنجانده است. در این پژوهش براساس روش توصیفی و بر مبنای نظریة لیکاف و جانسون، استعارههای مفهومی اشعار صائب را برای تبیین عمر جاودان در قالب 40 نامنگاشت بررسی خواهیم کرد. صائب با کاربست استعارههای ساختاری و هستیشناختی، عمر جاودان کمّی را مایة پوچی دانسته و جاودانگی را به شکل کیفی در کسب فضایل اخلاقی و عرفانی تعریف کرده است.
بلاغت فارسی
محمّدحسین موحّد؛ امیر مقدم متقی؛ صفا کاظمیان مقدم
چکیده
از مؤلّفههایی که میان نوشتههای ادبی تمایز آفریده و تباین پرجلوهای میان آنان رقم زده، میزان بهرهوری متن از اسلوبهای هنری درونمتن میباشد. با آن که سعدی بیشتر اشتهار خویش را وامدار چکامههای کمنظیر پارسیاش است، امّا سرودههای عربی او نیز از گستره غنای ادبی به دور نمیباشد. با این حال، اظهارات ضدّ و نقیضی در این رابطه ...
بیشتر
از مؤلّفههایی که میان نوشتههای ادبی تمایز آفریده و تباین پرجلوهای میان آنان رقم زده، میزان بهرهوری متن از اسلوبهای هنری درونمتن میباشد. با آن که سعدی بیشتر اشتهار خویش را وامدار چکامههای کمنظیر پارسیاش است، امّا سرودههای عربی او نیز از گستره غنای ادبی به دور نمیباشد. با این حال، اظهارات ضدّ و نقیضی در این رابطه مطرح گردیده است. برخی سروده های عربی وی را همچون سرودههای پارسیاش ارزشمند میشمارند و برخی دیگر سعدی را در این عرصه، ناتوان دانسته و اشعار او را بسیار ضعیفتر از سرودههای عربی دیگران میدانند. باید در نظر داشت که زبان عربی ظرافتهای ساختاری و معنایی بسیاری دارد که میتواند زیبایی سخن را چندین برابر نماید از آن جمله می توان به اسلوب بلاغی تقدیم و تأخیر اشاره نمود.این پژوهش بر اساس روش پژوهش توصیفی - تحلیلی به این میپردازد که سعدی در عربیسرایی با محوریت کاربست اسلوب تقدیم و تأخیر تا چه میزان کامیاب بوده و اشعار او تا چه اندازه دارای ارزشهای هنری و کلامی میباشد؟ نتایج حاکی از آن است که استاد سخن ۱۷۷ مرتبه از اسلوب تقدیم و تأخیر سود جسته که بدون در نظر گرفتن موارد وجوبیاش، ۱۳۴ مرتبه از جابهجاییهای هدفمند جوازی استفاده نموده است. وی با کاربست این اسلوب به خوبی توانسته است بر اغراضی چون تخصیص، تحسّر، مراعات فواصل، تعجّب، شکایت، اشعار بر علیّت، تلذّذ، استعانت، تصغیر ، ترحّم، توبیخ، صحّت مقابله، تهکّم، تعظیم، شکایت و... دست یابد و در نهایت سروده های عربی خود را به مرتبه قابل تحسینی برساند.
بلاغت فارسی
آذر سالاروند
چکیده
بلاغت از ارکان مهم و غیرقابل انکار ادبیات است و متن ادبی بدون در نظر گرفتن ویژگیهای بلاغی، تاثیر و انگیزش چندانی در خواننده ایجاد نمیکند. نویسندگان متون برجسته ی تفسیری و عرفانی عموما با علوم ادبی و بویژه دانش بلاغت آشنایی داشته و گاه در لابلای آثار خود به برخی از اسرار نهفتۀ این دانش، اشاراتی لطیف و ظریف داشتهاند که از آن میان ...
بیشتر
بلاغت از ارکان مهم و غیرقابل انکار ادبیات است و متن ادبی بدون در نظر گرفتن ویژگیهای بلاغی، تاثیر و انگیزش چندانی در خواننده ایجاد نمیکند. نویسندگان متون برجسته ی تفسیری و عرفانی عموما با علوم ادبی و بویژه دانش بلاغت آشنایی داشته و گاه در لابلای آثار خود به برخی از اسرار نهفتۀ این دانش، اشاراتی لطیف و ظریف داشتهاند که از آن میان میتوان به ابوالفتوح رازی، ابوالفضل میبدی، عین القضات همدانی و مستملی بخاری اشاره کرد. اما از آنجا که گروهی از این نکتههای بلاغی از دید زعمای بلاغت به دور مانده و کمتر مورد توجه قرارگرفته است؛ کشف، طرح و تحلیل آن ها از میان نوشتههایشان، امری لازم مینماید. پژوهش حاضر میکوشد با یررسی برخی از متون مهم تفسیری و عرفانی کهن مثل: روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، کشف الاسرار و عده الابرار، نامه-های عین القضات همدانی و شرح التعرف لمذهب التصوف، با روش تحلیلی – توصیفی، آن دسته از ویژگی-های کم یاب بلاغی را که از منظر علمای بلاغت مغفول ماند، پس از جستجو، مطرح و تحلیل نماید. نگارنده-گان، پس از تجزیه و تحلیلِ نمونهها، نتیجه میگیرند که در متون عرفانی و تفاسیر کهن قرآنی، صنایع کم کاربرد و کم یابی چون: تعلیل لغوی، نظریه امر متخلف، وجوه معانی متعدد لفظ و ادب سوال، آمده است.واژه های کلیدی: بلاغت، متون تفسیری، متون عرفانی، مغفولات بلاغی.
بلاغت فارسی
احمد آریان؛ احمد گلی؛ رحمان مشتاق مهر
چکیده
چکیدهغرابت در لغت به معنی آشکار نبودن و نامأنوس بودن آن در استعمال است که اکثر علمای بلاغت آن را از عیوب فصاحت دانستهاند. قدیمیترین کتابی که در بلاغت اسلامی از غرابت، سخن به میان آورده و عدم استعمال آن را یکی از شروط فصاحت نامیده، الایضاح خطیب قزوینی است و از آن به بعد در طی تاریخ مدرسی شدن بلاغت، این اصول تاکنون رعایت میشود؛ اما ...
بیشتر
چکیدهغرابت در لغت به معنی آشکار نبودن و نامأنوس بودن آن در استعمال است که اکثر علمای بلاغت آن را از عیوب فصاحت دانستهاند. قدیمیترین کتابی که در بلاغت اسلامی از غرابت، سخن به میان آورده و عدم استعمال آن را یکی از شروط فصاحت نامیده، الایضاح خطیب قزوینی است و از آن به بعد در طی تاریخ مدرسی شدن بلاغت، این اصول تاکنون رعایت میشود؛ اما بلاغیان معاصر، بسیاری از اصول بلاغت سنتی، از جمله این الگوی فصاحت را در مواجهه با نقد ادبی معاصر و در مسیر تحلیل و زیباییشناختی متون ادبی، ناکارآمد میدانند. دراینرابطه نظریات خود را در مقالات متعددی آورده و ضرورت بازنگری آن را گوشزد کردهاند. این مقاله باهدفِ قرارگرفتن در مسیر نقد بلاغت سنتی و ضرورت بازنگری آن، غرابت استعمال، یکی از عیوب فصاحت را به روش تحلیلی ـ انتقادی مورد بررسی قرار داده است. با این پیشفرض که فصاحت سنتی با الگوهای سلبیاش، خواهوناخواه از زبان شعری غفلت ورزیده، کارایی خود را بیشتر در حوزۀ دستور زبان نشان داده است تا بلاغت؛ بنابراین در جریان پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که استعمال غریب واژهها در شعر یا نثر در محور همزمانی خود، طبیعت زبان و از منظر سبکشناسی، نوعی آشناییزدایی و هنجارگریزی است که میتواند موجب تمایز سبکی نویسنده یا شاعر شود و نقش مهمی در شکلدهی ادبیّت سخن ایفا نماید.
بلاغت فارسی
اکرم نعیمی؛ شاهرخ حکمت؛ محسن ایزدیار
چکیده
تحلیلهای مختلفی که در دهههای گذشته برای واکاوی استعاره از سوی زبانشناسان صورت گرفت، مفهوم تازهای از آن را با عنوان استعارۀ مفهومی مطرح نمود تا تمایز آشکار آن با تعاریف سنتی نشان داده شود. استعارههای سنتی بیشتر بر فرم و ظاهر تأکید دارند اما استعارههای مفهومی بر مفاهیم پنهان و تصویرسازیها در چارچوب معناشناسی شناختی شکل ...
بیشتر
تحلیلهای مختلفی که در دهههای گذشته برای واکاوی استعاره از سوی زبانشناسان صورت گرفت، مفهوم تازهای از آن را با عنوان استعارۀ مفهومی مطرح نمود تا تمایز آشکار آن با تعاریف سنتی نشان داده شود. استعارههای سنتی بیشتر بر فرم و ظاهر تأکید دارند اما استعارههای مفهومی بر مفاهیم پنهان و تصویرسازیها در چارچوب معناشناسی شناختی شکل می-گیرندکه براساس آن احساسات بشری بـه مثابـة امور مختلف عینی و به تصویر کشیده میشوند. از جمله این احساسات، مفهوم انتزاعی «غم» است که در اندیشۀ شعرا به اشکال گوناگونی نمود مییابد. سهراب سپهری و فدریکوگارسیا لورکا از جمله شاعرانی هستند که مفهوم انتزاعی «غم» را با طرحوارههای مختلف تصویرسازی نمودهاند. آنان مفهوم ذهنی غم را بیشتر به صورت استعارههای ساختاری و با طرحوارههای جهتی و عامل عینیسازی نمودهاند، همچنین کمترین کاربرد آنها در بخش استعارههای مکانمند مشهود است، کاربست استعارۀ مفهومی «غم» در اشعار سپهری و لورکا در بخش استعارههای هستیشناختی به صورت انسان و طبیعت از نمود بارزتری برخودار بود که این امر نشان دهندۀ نزدیکی دیدگاه آنان دربارۀ مفهوم ذهنی مذکور است. این پژوهش با روش تحلیل و توصیف شواهد مثال از دیوان شاعران مورد مطالعه صورت گرفته که در آن ابتدا به استخراج مفهوم ذهنی «غم» بر مبنای نظریهشناسان زبانشناسی شناختی اقدام نموده، سپس با کمک نظریات مختلفی که از سوی زبانشناسان شناختی مخصوصاً لیکاف و جانسون مطرح شده، به شرح و تفسیر آنها پرداختهایم تا تصاویر ذهنی آن را برای برای مخاطبان، اثبات نماییم.
بلاغت فارسی
حسین اتحادی
چکیده
برخی از شاعران زبان فارسی، تمایل بیشتری به آرایش کلام و پیچیده گویی داشتهاند. در این میان، خاقانی شروانی را سرآمد این گروه از شاعران دانستهاند. رویکرد زیاد خاقانی به ایراد معانی تازه و ابداع تصاویر دور از ذهن، و همچنین علاقه به پیچیدهگویی، موجب شده تا در مواردی نقصها و سستیهایی وارد کلامشگردد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی ...
بیشتر
برخی از شاعران زبان فارسی، تمایل بیشتری به آرایش کلام و پیچیده گویی داشتهاند. در این میان، خاقانی شروانی را سرآمد این گروه از شاعران دانستهاند. رویکرد زیاد خاقانی به ایراد معانی تازه و ابداع تصاویر دور از ذهن، و همچنین علاقه به پیچیدهگویی، موجب شده تا در مواردی نقصها و سستیهایی وارد کلامشگردد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی انجامگرفته، درپی پاسخ بدین پرسش است که آیا این لغزشها و سهوها در پیچیدگی کلام خاقانی تأثیر گذار بوده است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد، شاعر گاه بدون ذکر وجهشبه، تناسباتی را میان برخی عناصر مطرح کرده، که توجیه شباهت و یافتن وجه تناسب میان آنها، بسیار دور از ذهن و غیر قابل توجیه به نظر میرسد. حتی در مواردی این تناسبات ادعا شده، میتواند مفهومی مخالف با مقصود شاعر را به مخاطب القا کند. همچنین ترکیب ها و تعبیراتی که در برخی موارد ابداع کرده، با معیارهای فصاحت و نحو زبان مطابقت ندارد. افزون بر این، تراکم تصاویر و مضامین در محور افقی ابیات، در مواردی موجب شده تا ارتباطات و تناسباتی که ادعا کرده، در یک دیگر تداخل و تزاحم ایجاد کنند. همة این موارد در پیچیدگی و ابهام کلام شاعر تأثیرگذار بوده است.