بلاغت فارسی
سیدعلی سینا رخشنده مند
چکیده
صنعت بلاغی «استخدام» از جمله آرایههای پیچیدۀ معنوی است که در سنت بلاغت عربی، فارسی، هندی و انگلیسی با تعاریف گوناگون و گاه متعارض صورتبندی شده است. از یکسو، بلاغیان کلاسیک عرب همچون ابن منقذ، ابن مالک، خطیب قزوینی و شارحان متأخر، هر یک با رویکردی متفاوت به تحلیل این صنعت پرداختهاند؛ برخی با تأکید بر اشتراک لفظی ...
بیشتر
صنعت بلاغی «استخدام» از جمله آرایههای پیچیدۀ معنوی است که در سنت بلاغت عربی، فارسی، هندی و انگلیسی با تعاریف گوناگون و گاه متعارض صورتبندی شده است. از یکسو، بلاغیان کلاسیک عرب همچون ابن منقذ، ابن مالک، خطیب قزوینی و شارحان متأخر، هر یک با رویکردی متفاوت به تحلیل این صنعت پرداختهاند؛ برخی با تأکید بر اشتراک لفظی و نقش ضمیر در انتقال از یک معنا به معنای دیگر، کوشیدهاند چارچوبی نحوی–معنایی برای این صنعت ارائه کنند؛ در منابع فارسی نیز، بهویژه از دوره صفوی به بعد، تعریف استخدام عمدتاً برگرفته از سنت عربی و مبتنی بر ضمیرمحوری است؛ و از سوی دیگر، شماری از بلاغیان متأخر فارسی و هندی، با گسترش دامنۀ قرینهها، طرح ساختهای جملهای متنوع، یا تحلیلهای زبانمحور، مفهوم استخدام را به حوزههایی نزدیک به ایهام، چندمعنایی یا حذف روساختی سوق دادهاند.این نوشتار با رویکردی توصیفیتحلیلی و تطبیقی، نخست به گردآوری و طبقهبندی نظاممند تعاریف استخدام در منابع عربی، انگلیسی، سپس در آثار فارسیِ ایرانی و هندی میپردازد و نشان میدهد که چگونه سه محور اصلی ـ یعنی لفظ مشترک، توزیع معنایی بهوسیلۀ قرینه، و ارجاع نحوی بهویژه ضمیر ـ در تاریخ بلاغت معیار تشخیص این صنعت بوده است. در ادامه، با نقد دیدگاههای موسّع متأخر که گاه به خلط استخدام با ایهام، Syllepsis (سیلپسیس) یا چندمعنایی انجامیدهاند، کوشیده میشود مرزهای نظری این آرایه بازتعریف گردد.نتیجۀ پژوهش آن است که هرچند برخی توسعههای فارسی و هندی ـ بهویژه نظریۀ «صرفالخزانه» آزاد بلگرامی ـ در گشودن افقهای تحلیلی تازه برای کاربردهای غیرضمیرمحور سودمند بودهاند، اما تعریف جامع و مانع استخدام همچنان باید بر ارادۀ همزمانِ بیش از یک معنا از یک لفظ واحد در یک ساخت زبانی واحد، با اتکای به قرینههای توزیعکنندۀ معنا و سازوکار ارجاعی روشن استوار باشد. این بازتعریف میتواند مبنای منسجمتری برای تحلیل متون فارسی و قرآنی در مطالعات بلاغی معاصر فراهم آورد.
بلاغت فارسی
توران رزمجو؛ فتانه رستمی
چکیده
رمان «زمین سوخته» یکی از رمانهایی است که به بیان وقایع اوایل جنگ عراق علیه ایران میپردازد و سرآغازی است برای رماننویسی جنگ تحمیلی. هدف اصلی، تحلیل این دو آرایه ادبی در بافت این رمان است؛ زیرا نویسنده با بهکارگیری این دو آرایه به بازنمایی واقعگرایی جنگ و بیان عواطف شخصیتهای «زمین سوخته» پرداخته است که این امر بر ...
بیشتر
رمان «زمین سوخته» یکی از رمانهایی است که به بیان وقایع اوایل جنگ عراق علیه ایران میپردازد و سرآغازی است برای رماننویسی جنگ تحمیلی. هدف اصلی، تحلیل این دو آرایه ادبی در بافت این رمان است؛ زیرا نویسنده با بهکارگیری این دو آرایه به بازنمایی واقعگرایی جنگ و بیان عواطف شخصیتهای «زمین سوخته» پرداخته است که این امر بر غنای این رمان افزوده است. تأثیر فضای جنگ بر نثر احمد محمود موجب شده تشبیهات عمدتاً از نوع حماسی و کنایات عامیانه و محاورهای باشند و فضای نبرد و رزم را به تصویر بکشند. تشبیهات از نظر ربط بین مشبه و مشبهبه، ساده و قابلفهم هستند و از خیالانگیزی پیچیده به دورند. با توجه به عامیانه بودن این رمان، در این پژوهش کنایات قریب از نوع ایما که فهم مکنیعنه به آسانی صورت میگیرد، بیشتر از کنایات بعید است؛ به طوری که ۱۳ مورد از کنایات این پژوهش از نوع فعل یا مصدر، ۵ مورد کنایه بعید و ۱۲ مورد کنایه قریب است. دستاورد نهایی، شناخت بیشتر سبک نویسندگی احمد محمود و نقش صور خیال در بازنمایی فضای جنگ و رنج مردمان است. این پژوهش به روش «توصیفی-تحلیلی» و بر پایه «منابع کتابخانهای» نگاشته شده است.
بلاغت فارسی
فاطمه الهامی؛ شهلا خلیل اللهی؛ فاطمه قارلقی
چکیده
استعاره از دید زبانشناسیشناختی درک یک حوزة مفهومی از راه حوزة مفهومی دیگر است. بر اساس نظریة لیکاف و جانسون این نوع استعارههایی که مبتنی بر درک امور انتزاعی بر پایه امور عینی و مفهومی یا تصویری مفاهیم ذهنی هستند، استعارة مفهومی یا ادراکی نامیده میشوند؛ به این معنی که مفاهیم ذهنی را به تصویرهای قابل لمس و درک تبدیل میکنند. ...
بیشتر
استعاره از دید زبانشناسیشناختی درک یک حوزة مفهومی از راه حوزة مفهومی دیگر است. بر اساس نظریة لیکاف و جانسون این نوع استعارههایی که مبتنی بر درک امور انتزاعی بر پایه امور عینی و مفهومی یا تصویری مفاهیم ذهنی هستند، استعارة مفهومی یا ادراکی نامیده میشوند؛ به این معنی که مفاهیم ذهنی را به تصویرهای قابل لمس و درک تبدیل میکنند. هدف از این پژوهش بررسی استعارههای مفهومی از میان ۴۰۰ غزل سعدی با محوریت احساس غم ۱۱۷ غزل است که به روش اسنادی توصیفی – تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای انجام گرفتهاست. سعدی برای بیان بسیاری از ویژگیهای غم با در نظر گرفتن دو جنبه مثبت و منفی از نگاشتهایی درحوزههای«اشیا»، «انسان»، «طبیعت» و ... بهره برده و غم را از حوزة انتزاعی به حوزة ملموس و عینی مفهومسازی کردهاست. بررسیها نشان میدهند نگاشت غم در غزلیات این شاعر بزرگ در حوزههای اشیاء و انسان بسامد بالاتر و در حوزة طبیعت فراوانی کمتری دارد و استعارة مفهومی غم با بار معنایی منفی بیش از بار مثبت آن است. در برخی غزلیات سعدی واژه غم در مواردی بهصورت تصویرهای انتزاعی به کار رفتهاست.
بلاغت فارسی
حسین طاهری
چکیده
هِتِروگلوسیا یا دگرزبانی از مفاهیمی است که در اندیشۀ میخائیل باختین جایگاه ویژهای دارد و در کنار دیالوژیسم و گفتار دوسویه ابزار مهمی در بررسی ارتباط متن با گفتمانها و زبانهای اجتماعی و نیز نوع مناسبات میان آنها محسوب میشود. این پژوهش با هدف واکاوی سازوکارهای هتروگلوسیا_ به عنوان یکی از عناصر بلاغی مدرن در عبهرالعاشقین روزبهان ...
بیشتر
هِتِروگلوسیا یا دگرزبانی از مفاهیمی است که در اندیشۀ میخائیل باختین جایگاه ویژهای دارد و در کنار دیالوژیسم و گفتار دوسویه ابزار مهمی در بررسی ارتباط متن با گفتمانها و زبانهای اجتماعی و نیز نوع مناسبات میان آنها محسوب میشود. این پژوهش با هدف واکاوی سازوکارهای هتروگلوسیا_ به عنوان یکی از عناصر بلاغی مدرن در عبهرالعاشقین روزبهان شیرازی، بر آن است تا نشان دهد که این نثر عرفانی قرن ششم، برخلاف تصوری که آن را تکصدایی و یکدست میپندارد، میدان تنش و تلاقی گفتمانهای متکثر است. لذا ما در این پژوهش با روش تحلیلی و با تکیه بر مفاهیم باختین، صداها، گفتمانها و لحنهای متداخل در قطعات منتخبی از کتاب را بازشناسی و بررسی کردهایم. یافتهها نشان میدهد که عبهرالعاشقین بهسبب داشتن ساختار خطابی، حضور صداهای درهم تنیده و متعددی چون معشوق، عاشق، راوی عارف، زاهد، صوفی شوریده و نیز گفتمانهای فرهنگی غیرعرفانی_ از جمله بازار، سیاست و قدرت، قمارخانه، عامیانه و قرآن_ یک متن هتروگلوسیک است. این تنوع صداها همزیستی مسالمتآمیز ندارد و با تنشهای معنایی، وارونگیهای سبکی، تضاد خاستگاهها و تغییر در جایگاه سوژه همراه است. استعارهها و نمادها نیز، بهمنظور بازنمایی تقابل گفتمانها بررسی گردیدند و آشکار شد که به مثابه حامل گفتمانهای متفاوت ظاهر میشوند و ساختار بینامتنی و چندلایه به متن میدهند. یافته های این پژوهش نشان میدهد که زبان روزبهان، واجد یک ساختار دیالوژیک و هتروگلوسیک است بهگونهای که هویت متن از راه تنش و همنشینی این صداهای ناهمگن شکل میگیرد.
بلاغت فارسی
فاطمه امیرآبادی فراهانی؛ احمد خاتمی
چکیده
ادبیات عرفانی بخش گسترده و جذابی از ادب فارسی را به خود اختصاص داده است. عرفا همواره به قرآن بهعنوان سرچشمة اصیل و ناب عرفان اسلامی توجه داشتهاند و بنای تمام مراحل و منازل سلوک را بر آن استوار کردهاند. بنابراین یکی از نکات مهم در متون عرفانی، کاربرد آیات قرآن کریم برای اثربخشی بیشتر کلام است. برای تبیین نحوه نگرش عرفا به قرآن ...
بیشتر
ادبیات عرفانی بخش گسترده و جذابی از ادب فارسی را به خود اختصاص داده است. عرفا همواره به قرآن بهعنوان سرچشمة اصیل و ناب عرفان اسلامی توجه داشتهاند و بنای تمام مراحل و منازل سلوک را بر آن استوار کردهاند. بنابراین یکی از نکات مهم در متون عرفانی، کاربرد آیات قرآن کریم برای اثربخشی بیشتر کلام است. برای تبیین نحوه نگرش عرفا به قرآن و اقتباس از آن، لازم است که دیدگاههای عرفا در کاربرد آیات الهی به دقت بررسی و تحلیل شود تا بتوان فهمی دقیق از اندیشه و انگیزهی آنها از این قبیل مأثورات عربی دست یافت. رسالة قشیریه یک از مهمترین متون منثور عرفانی است که اهتمام ویژهای به کاربرد آیات برای بیان مقاصد عرفانی داشته است.
بدین منظور پژوهش حاضر تلاش نمود که نخست با مروری بر ادبیات نظری در خصوص کاربرد آیات در متون ادبی، در ابتدا یک مدل و چارچوب نظری برای بررسی ارائه نماید و سپس با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کمی و کیفی ترجمه رساله قشیری را مورد واکاوی قرار دهد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که در ترجمه رساله قشیریه 221 بار به آیات قرآن اشاره شده است که در این میان 77 مورد کاربرد بلاغی در قالب استشهاد واژگانی و استشهاد گزارهای بوده است. همچنین 144 مورد از کاربرد آیات در قالب روشهای مختلف تفسیری میباشد. در بین تمام روشهای تفسیری روش اجتهادی باطنی بالاترین میزان کاربرد در گرایشهای تفسیری را دارد که گاه به شیوهای مستقیم به تفسیر آیه پرداخته شده است و گاه مؤلف قصد تفسیر به شیوه مستقیم را نداشته است اما سخن او میتواند در حکم تفسیری برای واژه یا گزارهای از آن آیه باشد، لذا این روش تفسیر غیرمستقیم یا تفسیر معکوس نامیده شده است که کاربرد بسیار زیادی در ترجمه رسالهی قشیریه داشته است.
بلاغت فارسی
اکبر شاملو؛ یحیی عطایی
چکیده
پرسشهای بلاغی در زبان و شعر حافظ صرفاً برای کسب اطلاعات مطرح نمیشوند بلکه در بافتهای مختلف معنایی گسترش یافته و کنشهای گفتاری پیچیده و انسجام معنایی ویژهای را بازتاب میدهند. این پژوهش با تحلیل حدود معنای متفاوت از استفهامهای موجود در غزلیات حافظ بر اساس نظریههای کنش گفتاری آستین و سرل و نظریة انسجام هالیدی و حسن به بررسی ...
بیشتر
پرسشهای بلاغی در زبان و شعر حافظ صرفاً برای کسب اطلاعات مطرح نمیشوند بلکه در بافتهای مختلف معنایی گسترش یافته و کنشهای گفتاری پیچیده و انسجام معنایی ویژهای را بازتاب میدهند. این پژوهش با تحلیل حدود معنای متفاوت از استفهامهای موجود در غزلیات حافظ بر اساس نظریههای کنش گفتاری آستین و سرل و نظریة انسجام هالیدی و حسن به بررسی عملکرد و معانی بافتی این پرسشها پرداخته است. نظریهی کنش گفتاری آستین و سرل با تبیین نقش زبان بهمثابه کنش و نه صرفاً ابزار انتقال معنا و نظریهی انسجام هالیدی که به پیوستگی در سطح متن و بافت توجه دارد، چارچوب نظری مناسبی برای تحلیل عملکرد گفتمانی و ساختاری پرسشهای بلاغی در شعر حافظ فراهم میسازند. یافتهها نشان میدهد که استفهامها علاوه بر نقش پرسشی، کنشهایی چون انکار، عجز، انتظار، درخواست، شادمانی، فروتنی، حیرت، سرگشتگی، یاس، ناامیدی، تهدید و تحذیر را منتقل میکنند. این پرسشها ابزاری چندلایه برای بیان احساسات، نمایش تناقضها و تردیدهای ذهنی شاعر، و ایجاد پیوستگی معنایی میان ابیات غزلها هستند. همچنین، نقش کلیدی استفهامها در حفظ انسجام معنایی و تأکید بر مفاهیم فلسفی، عاشقانه و اجتماعی در شعر حافظ بهوضوح مشهود است. این پژوهش بر پیچیدگیهای معنایی استفهامها تأکید کرده و نشان میدهد که فهم دقیق آنها بدون توجه به زمینههای مختلف امکانپذیر نیست. نتایج، حاکی از آن است که استفهامها در دیوان حافظ ابزارهای قدرتمندی در ساختار شعری بوده و میتوانند مبنای مطالعات عمیقتر زبانشناسی و بلاغی شعر فارسی قرار گیرند.